حضرت ارباب سلام !

آقای من ! مدتهاست که مردم کشورم از بسیار وقایع گله مندند . از فقر ، از فساد ، از تبعیض ، از دروغ . . . ( شما که بهتر می دانید ) .

مدتی پیش در همین مملکت انتخاباتی شد ، عده ای از مردم کشورم به نتیجه ی این انتخابات معترض بودند . تصورشان بر تقلب بود . آرام و بی صدا به خیابان ها آمدند و اجتماع کردند . نه فحش دادند ، نه بی ادبی کردند و نه به بیت المال آسیب رساندند  ( شما که بهتر می دانید ) .

بعد زعیمان کشورم پاسخ دادند که "  بررسی شد و نتیجه اینکه همه چیز صحیح و خارج از قلب و تقلب بوده است . "بعضی هامان مجاب شدیم  ، اما بعضی دیگرمان قانع نشدیم و به خیابان ها آمدیم .

این بار دیگر بیرون آمدنمان جرم شد . کتکمان زدند ، حبسمان کردند ، شکنجه مان دادند و حتی خونمان را ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .

آقای من ! خواهش می کنم صاف و صریح به من و ما بگو که اگر شما بودید ، کاری می کردید که قانع شویم یا ما را کتک می زدید ؟ دوباره و سه باره و صدباره با ما حرف می زدید یا حبسمان می کردید ؟ داور مرضی الطرفینی می گذاشتید برای تشکیک های ما یا حکم می کردید که اشخاص مورد وثوق شما (و نه مورد وثوق طرفین) مسئله را پیگیری کنند ؟

آقای من تو را به خدا بگو شما چه می کردید ؟

قصه به اینجا ختم نشد ( شما که بهتر می دانید ) .

هی تکرار و تکرار و تکرار تا اینکه ظهر عاشورا شد ، روز عزای شما .

جماعتی که قانع نشده بودند ، دوباره بیرون آمدند . آگاه و نا آگاه ، با سواد و بی سواد ، هوشیار و مست

ناگهان عده ای ( و البته نه همه ) در ظهر ارتفاع ادب ، بی ادبی کردند . سوت زدند ، کف زدند ( یا هر چه که صدا و سیما می گوید ) . جماعت زور هم ، هر که را بغضی داشت ، زدند و بستند و خفه کردند . حتی دوباره خون ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .

آقای من ! حالا چند روز است که این سوال طاقتم را برده .

کدام بد است و کدام بدتر ؟ کف زدن یا خون ریختن ؟ سوت زدن یا شکنجه دادن ؟ سوال کردن یا بی پاسخ گذاشتن ؟ . . .

آقای من ، ارباب من ، حضرت معشوق !

 وقتی اشاره ی شما را به سیره ی مکتوب آل الله ( و نه تاویل ها و تحلیل ها ) می بینم و می خوانم ، پاسخم را می فهمم . وقتی می خوانم که جاهلی در مسجد به حضرت پدرتان ( امیر المومنین علی ع ) بی ادبی می کند ( و اصحاب قصد برخورد دارند ) حضرت مولا (ع ) عتاب  می کنند که " او تنها یک فحش داده و قصاصش همان یک فحش است و البته گذشت بهتر است ".

وقتی می خوانم که جاهل تری بر سر اشرف انبیا و اولیا ( رسول مهربانی و کرامت ) زباله می ریزد و او در هنگام بیماری اش به عیادت می رود ، از این همه سوال که از شما پرسیدم خجالت می کشم .

آقای من ! از این که صبور و آرام  به این همه گستاخی و بی ادبی ام ، گوش دادی و اجازه ندادی که کسی ( حتی به بهانه ی دفاع از شما ) توی دهن من بزند ، ممنون و منت دارم .

 

                              کوچک همیشگی شما و پدران و فرزندانتان 

                                                    وحید جلیلوند

//نقل از وبلاگ 

ستاره زد... سلام کن  

وحید جلیلوندگوینده صداوسیما (البته ایشان فعلا ممنوع‌الکار شده اند)!!!

 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طوبی

[تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] این واقعا مال وحید جلیلوند بود؟ بابا دمش گرم عجب جسارتی.... واقعا ممنوع‌الکار شده؟ من واقعا اینقدر از این چیزا دور شدم و غافل موندم.؟[تعجب][تعجب] باید هزاربار دیگه برم بهش بگم ای ول با مرام. دمت گرم

طوبی

امروز نبودی[ناراحت]

مرمربانو

این خبر موثقه؟ همین چند وقت پیش جایزه گرفت

آن شرلی

و حتما پاسخ خواهی گرفت... اولین قدم سخت ترینه ولی وقتی به حرف خدا گوش بده ادم خودش به عینه میبینی نتیجه اش رو [گل]

سیده مریم

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد همه شادی نمایید که میلاد نبی شد جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد هفده ربیع الاول، سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى و برگیرنده نقاب از چهره حقایق، امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد![گل]

شیما

این آپهای شما چرا می افته ته ته ته وبلاگ؟‌انگار باید از ته چاه درش بیارم [نگران]

آمِد

امیدوارم به اون جوابی که می خوای بدونی برسی.

mehrnoush

سلام می خواستم بابت شعرهای زیبایی که در وبلاگ خود گذاشتین تشکر کنم خیلی خیلی زیبا بود بازم از این مطالب بزارید تا از ان ها بهره ببریم بازم ممنون

mehrnoush

سلام می خواستم بابت شعرهای زیبایی که در وبلاگ خود گذاشتین تشکر کنم خیلی خیلی زیبا بود بازم از این مطالب بزارید تا از ان ها بهره ببریم بازم ممنون