ای پناه بی پناهان

مهربان من ؛مهربانانم رفتند ،عده ای از برمن و عده ای از دل من.تنها تویی که با این همه غم و اندوه ،با این همه غفلت و جهالت هنوز هم از من نبریده ای.مهربان من استوارتر از همیشه به سوی تو می آیم و همچنان از تو می خواهم که چون گذشته گوشه چشمی به من داشته باشی و مرا از این نشانی ها محروم نکنی .هنوز بایاد آن مرد بزرگ زنده ام .در خواب بودم اما گویا بیدارتر از بیداری .آنچنان که در رویاهایم می بینمش مهربان نبود .(البته حق هم داشت)اول دلم شکست اما پس از لختی اندیشه دریافتم که حق با اوست .

با این همه نشناختن و غفلت هنوز هم به یاد منست و مرا نشانی می دهد. یا امیر المومنین...

/ 6 نظر / 18 بازدید
حسن

پناهی نیست جز او

سين. كاف

حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق بدرقه ي رهت شود همت شحنه نجف در توضيح شحنه نجف، گفته ‌اند اميرالمومنين، علي منظور است...

محمد

یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد[قلب]

زمستان گرم

سلام .ممنون که سر زدید وبلاگ زیبایی دارید پاینده باشید[گل]