روزهای پریشانی

هیچ کس اشکی برای مانریخت

هرکه بامابود ازما می گریخت

چندروزی هست حالم دیدنیست

حال من ازاین وآن پرسیدنیست

گاه برروی زمین زل می زنم

گاه برحافظ تفآل می زنم

افظ دیوانه  فالم راگرفت

یک غزل آمدکه حالم راگرفت

///این روزا خیلی بهم ریختم . . .

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
طوبی

توکلت به خدا باشه. واسه چی به هم ریخته ای؟ همه مشکلها حل میشه یه کم صبر میخواد. یه کم با یکی درباره به هم ریختگی ت صحبت کن. آرومت میکنه

طوبی

کجایی پسر؟

رسول

خراب خرابيتم تواين پرشين بلاگ دونفرن خيلي خسته ان يکي اين بافره يکي که براش بعضي وقتا کامنت ميذاره

pure

هیچ وقت حرف دلت رو برای کسی نگو. این آدما زمینی اند. فقط خودشه که همیشه صبورانه به حرفات گوش میکنه . پس بسپرش به خودش.