رفتن

 رفتن

رفتنی که مال همه ست ، فقط موقعش مشخص نیست ؛ ولی همه تو نوبتیم

اینکه کی نوبت من میرسه نمیدونم ،فقط دوست دارم که نه خیلی زود باشه و نه خیلی دیر

زود نباشه تا یه کاری بکنم که پیش رئیس شرمنده نباشم ودیر نباشه تا این عزیز دلهائی که تموم امید و آرزومن زودتر از من نوبتشون نشه

شاید زود    شاید خیلی زود   ؛  رفتن سهم ماست چیمه / آبان 88

/ 2 نظر / 5 بازدید
mina kiani

سلام حرف پرو فایلت جالبه درضمن این منظره رو دوست دارم......آره همه باید بریم اما دیرو زودش رو بی خبریم مگه نه؟

بی پدر خودشیفته

این عکسی که گذاشتی, شکل کوچه‌ی 31 می‌مونه. پایین پارک جمشیدیه. خ منظریه. من و گولی همیشه وقتی می‌رفتیم خونه‌ی حسن از اون کوچه رد می‌شدیم. یه در قدیمی چوبی هم توشه. راستی عکس پروفایلتو کجا انداختی؟ اون چیه؟ یه قبره؟