متن سنگ قبر فروغ فرخزاد

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

/ 20 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
توپولو

سلام اقا محمد ببخشید که نبودم ونیومدم بهتون سربزنم ببخشید [گل][گل][گل][گل] خوب هستید؟ چه خبرا؟ چه این شعرا قشنگ بود خیلی شعر دوست دارم زمانی که حالم بد باشه دوست دارم شعر بخونم اونم فقط معاصر مثل سهراب و فروغ قیصر و صد البته دکتر شریعتی از شعرهای فروغم خیلی خوشم میاد چقدر حرف زدم براتون ببخشید[چشمک] راستی اقامحمد بالاخره اپ کردم خوشحال میشم اگر هنوز فراموش نشدم بهم سربزنید

رویا

[لبخند] سلام! خوبی شما؟

متحیر

سلام محمد جان خسته نباشی از اینکه خیلی خودتی خوشم اومد آفرین!اما بقول فروغ که میگه:من به نوامیدی خویش معتادم! زیاد معتقد نیستم وباید بگم:من پیروزی خویش محتاجم! بگذریم با یک غزل فارسی بروزم ومنتظر با احترام :متحیر سب خوش

رویا

تنها کسی که به طنز کلامم اشاره کردشما بودی.. سلام. احوال شما؟

توپولو

سلام اقا محمد امیدوارم حالتون خوب باشه ی اپ کوچولو گذاشتم خوشحال میشم ی سربیاید[گل][گل]

توژولو

خبری ازتون نیست[متفکر][متفکر][متفکر]

رویا

سلام. احوال شما؟ ایشالا که خداهمراه همیشگیت باشه و مشکلی نداشته باشی!