خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند

عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند

ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند

این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند

بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمی کند

گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمی کند

بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی کند

//محمد علی بهمنی

 

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طوبی

این بیت "عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند" رو بارها توی رادیو شنیده بودم. چقدر دلم میخواست کل شعرو بخونم. ممنونم. عجب شعر قشنگی بود.

رسول

سلام ممد جان پماد سوختگی رخشت اثر کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!![نیشخند] از اون شعرای توپه که آتیش میزنه هفته ای یه بار میخونمش بازم... یه سر بزن اینجا http://www.shereno.com/profile.php?uid=8325&op=show تازه پیداش کردم.

طوبی

ًWhere are u?![سوال]

سیده مریم

[گل]

سیده مریم

اندکی عشق ، سهم بزرگی از شادی ست... اگر در آشفته بازار زندگی ، چهره شادی از یادمان نرفته باشد ...چنین مباد ! [گل]

زیتون

امام موسی صدرپدردمکراسی شیعه

مهتاب

........* ........* ........* ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬..* سلاااااااااااااااااااااااام * ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ * خوبــــــــــی دوست عزیز * ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬...*......آپـــــــــــــــــــــــــــم........* ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬مــــــــنتظــــــر حضــــــــور قشـــــــــــنگت میبـــــــــاشــــــــم ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬♥´¨) ........* ........* ........*

محرمانه

سلام شعر فوق العاده ای بود>بیست>افرین به انتخابت ________________ امیدوارم به من هم سر بزنی موفق باشی خدانگهدار

سعید

سلام خیلی قشنگ بود عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار این شهر بی نقاب قبولم نمی کند

سعید

سلام دیر دیر آپ میکنی!!! از این شعرهای عالیت بذار باز منم یه پست گذاشتم و میخام نظرتونو بدونم نه برای آمار و انتشار صرفا میخام واقعا نظرتونو بدونم یا علی