ترجیع بند زیبای محتشم کاشانی#1

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی‌اختیار نعرهٔ هذا حسین او

سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

/ 9 نظر / 17 بازدید
ستاره

... شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد چه سروده ای . امشبی را شه دین در حرمش مهمان است نکن ای صبح طلوع تنها بیتی ای که تنمو می لرزونه و واقعا شبی شد که با تمام وجود حسش کردم ...

خدای خوب من

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند به فجر از افق خون دمیده می ماند .............

مهدی تنها

سلام عزيزم به کلبه تنهايي من سري بزن و با نگاه روشنت تاريکيو از اين کلبه دور کن [اگه با تبادل لينک موافقي منو با اسم وبم لينک کن بعد بهم خبر بده تابا چه اسمي لينکت کنم] منتظر حضور دلگرم کنندت هستم عزيزم {[گل]}

na.kh

سلام اقا محمد وبتون خیلی جالبه خوشحال میشم اگه به وب منم سری بزنین

na.kh

سلام اپممممممممممممم اگه دوس داشتین سری بزنین

شقایق

ممنون بابت تبریکت عزیزم [ماچ]

سپیده

سلام چ عجب بلاخره وبلاگت واسه ما بالا اومد.....! شعر زیبا و خواندنی رو انتخاب کردی[گل]