روستای چیمه رود

  آب وهوا:

  مناطق نطنز بعلت ساختار اقلیمی دارای چندین نوع وضعیت آب و هوایست ،شامل معتدل کوهستانی و کوهپایه ای و دشت و کویری می باشد، که در نتیجه روستاهای مشرف به دامنه قله های کرکس دارای آب و هوای خنک و معتدل کوهستانی است.خود مرکز شهرستان نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه ایست و روستاهای واقع در بخشهای بادرود دارای آب و هوای خشک و گرم می باشد،بطوری که با کشت باصطلاح زمستانه اولین میوه های نوبرانه به بازار تهران روانه میشود ، مانند سیفیجات یعنی میوه های بوته ای، همچنین در قسمتی از این نواحی درخت نخل خرما نیز قابل حصول بوده،حوزه بخش کویری نطنز همین منطقه بادرود می باشد ، و اما روستاهای واقع در دامنه قله مرتفع کرکس که به ارتفاع حدوداً 4000 متر میباشد آب و هوای سردی داشته مانند روستای بیتند(بیدهند) و تامه، چرا که در قسمتهایی از قله کرکس تا فصل تابستان برف موجود بوده ، تامین آب دو روستای یاد شده از برف زمستانی میباشد ، سایر روستاهای واقع در قسمتهای کوهستانی کرکس دارای آب وهوای معتدل کوهستانیست ، گیاهان طبیعی در این قسمت مانند زیره و حتی زرشک کوهی می باشد. گیاه "گون" که کتیرا حاصله از این گیاه می باشد به فراوانی یافت میگردد

 


همانطور که اولین آبادی یا تمدن بشر در کنار رودخانه ها شکل و حیات یافت(بمانند تمدن سومر دربین النهرین،مصر نیل،عیلام کارون،هند سند و چین یانگ تسه)آبادیهای(روستاهای)نطنز نیز در پنج بلوک تشکیل یافته که این بلوکات یا همان رودخانه ها همگی تامین حوزه آبریزی خود را از مجموع کوه های کرکس بدست آورده که بشرح ذیل میباشد.

 

 هنجن، ولوجرد ، چیمه رود، تکیه سادات ، بیدهند، فریزهند(فریزند)

مسیر جنوب شرقی (چیمه) برای رسیدن به چیمه بعد از طی18کیلومتر از جاده نطنز-کاشان( جاده قدیم ) به پل هنجن می رسیم از این پل جاده فرعی دو قسمت می شود که یکی به ابیانه منتهی می شود و جاده دیگر پس از گذشتن از روستای هنجن-ولوجرد-چیمه - تکیه سادات به دو راهی بیدهند-فریز هند می رسد که جاده سمت چپ به بیدهند منتهی می شود در بیدهند امامزاده ای واقع است به نام شاهزاده سلیمان فرزند امام موسی کاظم .

 

روستای چیمه در اطراف دامنه کوه کرکس قرار گرفته که از جنوب با روستاهای تکیه و بیدهندو فریزهند همسایه می باشد و از شرق و جنوب و شرقی به کوه کرکس که یکی از کوههای بلند رشته کوه زاگرس می باشد منتهی می شود.

 

این روستا دارایی چهار محل می باشد به نام های محل ده ، سرپرنده،  باغ هادی، سرپشته

 

قدمت تاریخی این روستا طبق روایات و آثار باقیمانده برمیگردد به قبل از اسلام که طبق اثار به جا مانده از استخر گبر ها و مجوس ها منظور از گبر ومجوس زرتشت ها هستند که ساکن بوده اند مسجد جامع چیمه که در محل ده واقع است قبل از اسلام معبد زرتشتی ها بوده که با ظهور اسلام به مسجد تبدیل شده است که قدمت مسجد طبق نوشته که بر روی درب چوبی ان حک شده است حدودا به 730 سال پیش بر می گردد.

 

افراد این روستا و جعمیت این روستا از مردمانی تشکیل شده است که به علتهای مختلف از شهرهای خود کوچ کرده بودند به این مکان آمده و این روستا را بنا نهاده اند که از طایفه ایل بختیاری و صفویه بوده اند.

 

 زبان و گویش روستا

 

زبان محلی روستا به زبان زرتشتی بر می گردد .

مردم هنوز به زبان راجی(گویشی از فارسی قدیم)حرف می‌‌زنند .

مانند (بوره بشه ) یعنی ( امدن و رفتن ).

ولی جالب است که چرا دو محله دیگر این روستا به زبان فارسی ساده تکلم می کنند نام این دو محل سرپرنده ومحل ده می باشد .

 

آثار تاریخی

 

۱- قلعه باقدمت ۱۰۰۰ سال

۲- چنار حاج باقر باقدمت ۴۰۰ سال که دارایی معجزه می باشد

۳- چنار واقع در محل ده باقدمت ۳۰۰ سال

۴- چنار واقع در محل سرپشته با قدمت ۳۰۰ سال

۵- قنات هایی به نام هایی قنات ماهی . قنات جوی بالا .قنات آب خونی .قنات حصله که خاصیت (درمان عوارض پوستی را دارامی باشد) . قنات تکیه سادات

۶- خانه هایی تاریخی مربوط به زمان خان

به گفته اهالی معادنی ازجمله گوگرد نیز در اطراف این منطقه کشف شده است و نیز رگه هایی از سنگ مرمر نیز وجود دارد که به علت پی گیری نکردن مساله این رگه هنوز دست نخورده می باشد( منظور از اطراف روستا (روستای بیدهند است) ) .

 

در این روستا مرقد مطهر فرزندان امام موسی بن جعفر برادر امام رضا (ع) قرار دارد که در زمان حکومت مامون عباسی به شهادت رسید.قدمگاه امام زاده سید جلال الدین مهدی از فرزندان امام موسی بن جعفر که مقبره مبارک ایشان در تکیه سادات قراردارد که به یک محل زیارتی و تفریحی تبدیل شده است و باز ، قدم گاههایی از چهل دختران که از یاغیان و دشمنان فرار می کردند در این منطقه یافت می شود و امام زاده پاسنگ زرد که غایب هستند و از فرزندان امام موسی کاظم می باشند

 

مردم این روستاها، همیشه در پرورش گل و باغ سازی،مشهور بوده اند. به علت وجود داشتن درختان فراوان در این مناطق هوا بسیار تمیز و نفس کشیدنی است.

 

به همین علت دارایی میوه های متنوع در چهار فصل می باشد

 

در فصل بهار : 1 - سیب بهاره 2- زرده الو 3- توت 4- گیلاس و..........

 

در فصل تابستان : 1 - گلابی 2- سیب 3- انگور 4-هلو و.......

 

در فصل پاییز : 1- گردو 2- انار 3- خرمالو 4 - به 5 - گلابی پاییزه که برای روستایی ولوجرد می باشد که به توهفه نطنز مشهور است

 

و دارایی خوشکبارهایی ازجمله برگه زده الو .جوزاقند که از (پودر هسته زرده الو وهلو و گلابی درست می شود ) و......

 

مردمان این روستا از مهربانی ، فداکاری، مهماندوستی ، گذشت ، ایثار ، شجاعت و ... شهره خاص و عام اند به طوری که از نظر شجاعت گفته اند که چندین بار یاقیان بسیاری به این روستا حمله کرده اند از جمله نایب حسین و ماشااله خان کاشی که مردان روستا با شجاعت و از خود گذشتگی تمام در مقابلشان از ناموس و کیان خود دفاع کرده اند .

 

از کاشان که به سمت نطنز می رویم در فاصله 25کیلو متر مانده به شهرستان نطنز  بعد از نیروگاه به یک سه راهی میرسیم که اگر مستقیم برویم به نطنز اگر به چپ برویم به بادرود و اگر به راست برویم به چیمه رود می رسیم . اگر می خواهید به چیمه رود برسید اول باید پل هنجن وروستای هنجن وروستای ولوجرد  را ردکرده به  روستای چیمه رود برسید البته سه روستای دیگر هم که تکیه سادات ، بیدهند و فریزهند  نام دارد بعد از چیمه رود می باشد .

 

مناطق نطنز بعلت ساختار اقلیمی دارای چندین نوع وضعیت آب و هوایست ،یعنی شامل معتدل کوهستانی و کوهپایه ای و دشت و کویری می باشد، که در نتیجه روستاهای مشرف به دامنه قله های کرکس دارای آب و هوای خنک و معتدل کوهستانی است.خود مرکز شهرستان نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه ایست ،و روستاهای واقع در بخشهای بادرود دارای آب و هوای خشک و گرم می باشد،بطوری که با کشت باصطلاح زمستانه اولین میوه های نوبرانه به بازار تهران روانه میشود ، مانند سیفیجات یعنی میوه های بوته ای، همچنین در قسمتی از این نواحی درخت نخل خرما نیز قابل حصول بوده،حوزه بخش کویری نطنز همین منطقه بادرود می باشد ، و اما روستاهای واقع در دامنه قله مرتفع کرکس که به ارتفاع حدوداً 4000 متر میباشد آب و هوای سردی داشته مانند روستای بیتند(بیدهند) و تامه، چرا که در قسمتهای از قله کرکس تا فصل تابستان برف موجود بوده ، تامین آب دو روستای یاد شده از برف زمستانی میباشد ، سایر روستاهای واقع در قسمتهای کوهستانی کرکس دارای آب وهوای معتدل کوهستانیست ، گیاهان طبیعی در این قسمت مانند زیره و حتی زرشک کوهی می باشد. گیاه "گون" که کتیرا حاصله از این گیاه می باشد به فراوانی یافت میگردد

در قدیم روستای چیمه امکانات سر ما زامانند یخچال وجود نداشت و خانواده های قدیم روستابا توجه به مقدار مصرف گوشت خود در سال هر جند ماهی یکبار گوسفندان پرورش داده شده  خودرا ذبح نموده و تمام گوشت وچربی و دنبه انرا قطعه قطعه کرده و با گذاشتن بر روی اجاق که سوخت آن از هیزم بود.بصورت قر مه یا به زبان محلی قلیه تبدیل می کردندو در ظروف گلی لعابدار نگهداری می کردندتا جهت اضافه کردن به بعضی غذا ها ازقلیه به جای گوشت خام استفاده نمایند.و گاهی اوقات با برداشتن مقداری از قلیه و داغ کردن آنرا با نانهای محلی میل می نمودند که بسیار لذیذ و خوشمزه بوده است.

در روستا نان را معمولا"از گندمهای زراعی خود روستا که بوسیله آسیای آبی که در روستای چیمه وجود داشت بصورت آرد در می آوردند.و پخت نان بوسیله خانمها در منازل با تنورهای گلی زمینی که در وسط اتاق تعبیه شده بود  انجام می شد.. و در زمستان روی تنور را با کرسی و لحاف پوشانده اتاق را گرم می کردند.و بوسیله آن غذا می پختند.

در قدیم این روستا آشهای سنتی و بسیار خوشمزه پخت می شده است که امروزه در بسیاری از منازل در طول سال هیچگونه خبری از این آش ها وجود ندارد.و نام آش هایی که در قدیم روستای چیمه پخت می شده در زیر نام برده می شود.

۱-آش حلیم جو ۲- آش حلیم گندم ۳- آش گارس و سماق ۴- آش ذرت سفید(کاچی ذرت) ۵-آش حریصه ۶-شوید آب ۷-دونجه ۸-آش ترش ۹- آش مارنجله که طرز تهیه آن ذکر می گردد.

آش حلیم جو:

بدین صورت است که ابتدا جو را توسط هاونهای سنگی که در چهار محل روستا در مکانهای مخصوص برای استفاده عموم وجودداشت به صورت دونفره که یکی دسته هاون می زدو دیگری از بیرون ریختن جو از هاون جلو گیری می نمودو کسی که هاون میزد بازدن دسته هاون بر روی جو یک صدای نفس از ته حلق با صدای (ها)ایجاد می کردکه با ایجاد این صدا خستگی کار را از بین می برد. و استفاده از هاون عمومی روستابرای کوبیدن دانه ها و گوشت توسط خانم هاروستا انجام می شد.و با پوست گرفتن جو مقداری از جو را داخل ظروف گلی که به آن دیزی و به زبان محلی (دیزله) گفته می شد.ریخته و با اضافه نمودن مقدار معین آب وگوشت و استخوان و مقداری زردک خرد شده (نوعی هویج محلی)و باریختن مقداری نخودو ادویه و یکعدد پیاز درشت و مقداری نمک داخل دیزی وبا گذاشتن آن داخل تنورهای گلی که در وسط اتاق های روستا تعبیه شده بود و در زمستان روی آن کرسی قرار می دادند می گذاشتند.و با هم زدن توسط قاشق چوبی بزرگ در چند نوبت از ته گرفتن جلو گیری نموده و صبح با آماده شدن آش آنرا از تنور خارج کرده و باریختن داخل مجمعه های مسی قدیم هر یک از اعضای خانواده با قاشق چوبی کوچک آش را میل می نمودند.

آش ذرت سفید(کاچی ذرت):

این آش از دانه های ذرت سفید که از علف آن برای خوراک دام استفاده می شدو به ذرت علفی معروف می باشد.ابتدا دانه های ذرت را در هاون کوبیده و ذرت کوبیده شده را داخل دیزی گلی(دیزله)ریخته و با اضافه نمودن آب و مقداری نمک داخل تنور گذاشته و با به هم زدن آش در نوبتهای متوالی بوسیله ملاقه های چوبی پس از پخته شدن آنرا از تنور خارج کرده و با ریختن داخل مجمعه های مسی و با ایجاد قلعه در وسط آش مجمعه کشک را در قلعه ریخته و روی آنرا قرمه (قلیه)قرار می دادند و هر یک از اعضای خانواده آش را همراه با کشک و قرمه بوسیله قاشق چوبی بعنوان صبحانه میل می نمودند.

آش حریصه:

در ابتدا ذرت سفید کوبیده شده را با مقداری گوشت و حبو بات و نمک و ادویه و مقدار معین آب داخل دیزی گلی (دیزله)ریخته و داخل تنور یا اجاق گذاشته و با هم زدن در دفعات مختلف پس از آماده شدن آش را داخل مجمعه ریخته  با نان میل می نمودند.

آش گارس وسماق:

این آش معمولا"در دیگهای مسی ودر روی اجاقهایی که در داخل دیوار منازل بصورت شومینه ساخته شده بود پخته می شد.در ابتدا گارس را کوبیده و پوست را از دانه جدا می کردند.و با شستن با آب جوی و اضافه نمودن چغندر خرد شده و  سماق و مقداری نمک و مقداری آب آنرا روی اجاق گذاشته تا پخته شود و با به هم زدن آش با کفگیر از ته گرفتن جلوگیری می شودتا زمانیکه آب آن تبخیر شود و پس از تبخیر شدن آب آن موقعیکه آش مر بوطه قوام آمدو سفت شد در کاسه های مسی ریخته تا سرد شود.و با سرد شدن داخل بشقاب بر می گردانند.تا بصورت قالب از کاسه جدا شود و با بریدن بوسیله کارد آشپز خانه تکه های جدا شده را برداشته و بصورت سرد میل می کنند.

شوید آب:

برای تهیه این غذامقداری روغن حیوانی با یکعدد پیاز درشت همراه کمی نمک و ادویه و مقداری شوید  تفت می دادندو کمی  آب گرم به آن اضافه نموده پس از جوشیدن تعدادی تخم مرغ بومی به ازای تعداد نفرات به آن اضافه می کردند.که وقتی تخم مرغها داخل موادحالت سفتی گرفت در کاسه ریخته با ریختن تکه های نان داخل شوید آب با قاشق چوبی میل می کردند.

دونجه:

غذای سنتی به نام دونجه وجود داشت که برای یک خانواده چهار نفره یک کیلو گرم گندم شسته و با اضافه نمودن یکعدد پیاز و نمک و ادویه و مقداری گوشت  و مقدار معین آب داخل دیزی های گلی ریخته در تنور یا اجاق قرار می دادندتا پخته شود و مقداری پیاز داغ که با روغن حیوانی تهیه شده بود به آن اضافه می کردند و این غذا را بعنوان نهار یا شام میل می نمودند.

آش مارنجله :(مارنجله یک نوع سبزی که در فصل بهار در زمین چیمه می روید)

در فصل اردیبهشت با جمع آوری سبزی مارنجله داخل گندم زارها و سبزه زارها آنرا شسته و خرد نموده و با اضافه نمودن گارس کوبیده شده و  مقداری آب و نمک داخل دیزی ریخته و داخل اجاق گذاشته تا پخته شود .

آش حلیم گندم:

گندم پوست کنده را با مقداری نخود مخلوط نموده و گوشت گوسفند همراه استخوان را با یک عدد پیاز و مقداری نمک و ادویه و مقدار معین آب اضافه نموده داخل دیزی ریخته و روی اجاق قرار داده می شود .و با زیر و رو کردن آن در چندین نوبت از ته گرفتن جلوگیری بعمل آورده تا آش  عمل آمده و لعابدار و چسبناک شود و از آن به عنوان صبحانه استفاده می نمایند.

آش ترش:

جو خورد شده را با سبزی و مقدار معین آب و مقداری نمک و پیاز داغ و نعناع را داخل دیزی ریخته و داخل آن سیراب و شیردان می انداختند تا به مرور پخته شود و با زدن سرکه میل می نمودند.

کالجوش:

ابتدا کشک را بوسیله تغار هایی که داخل آن با لعاب زبر سبز رنگ پوشیده شده است با اضافه کردن مقداری آب جوش ساییده و پس از به دست آمدن دوغ کشک آنرا در ظرفی ریخته در ابتدا مقداری روغن حیوانی با یکعدد پیاز درشت تفت داده و با اضافه نمودن نعنای خشک پس از تفت دادن کشک را اضافه نموده و با کمی جوشیدن یک تکه نان را داخل آن انداخته تا از بریدن کشک جلوگیری بعمل آید.و با برداشتن از اجاق داخل کاسه های مسی ریخته و با ریختن تکه های نان خانگی داخل آن میل می نمایند.

انواع نانها:

در قدیم در تمام منازل تنور نانوایی وجودداشت و هر چند وقت یکبار با روشن نمودن تنور با هیزم های شکسته شده بوسیله تبر اقدام به پخت نان می نمودند.و در آن زمان پفک و چیپس و شکلات نبود که به وسیله آنها بتوان بچه ها را خوشحال کرد و هر زمان که موقع پخت نان در هر خانه ای بود آن روز  روز خوشحالی بچه ها بود زیرا رسم بود که در آن روز در حین پخت نان نانهای کوچک و کمی قطور توسط مادران پخته می شدکه کو کوله نام داشت و به فرزندان و نوه هایشان هدیه می کردند.که بچه ها باشور و حال خاصی این نانها را مصرف می نمودند.و این لحظه برایشان بسیار شیرین بود.۲- در مراسمات که نان را بصورت نذر پخش می کردند. از گل رنگ و زعفران برای تزیین نان استفاده می کردند.۳- در پایان نان پختن هنگامی که آتش تمام می شد.خمیر های ضخیم پهن می کردند.و با زدن به دیواره تنور در تنور را می بستند تا به مرور پخته شود که به آن تنور خشک یا به زبان محلی (کر خشگه)می گفتند.که هنگام مصرف با کمی آب زدن بسیار نرم و پر عطر بود.