می خواهم برای یکبار هم که شده حرف هیچ کس غیر از خدا را گوش نکنم .

می خواهم این بار از هیچ بنی آدمی ، رب النوع نسازم .

می خواهم از عقلم و قلبم ( حتی برای یکبار هم که شده ) درست استفاده کنم .

اصلا می خواهم از خود  سیدالشهدا ع  بپرسم ، که به این همه حیرانی ام پاسخی باشد :

حضرت ارباب ،حسین ابن علی ابن ابیطالب ع ، سلام !  :


آقای من ! مدتهاست که مردم کشورم از بسیار وقایع گله مندند . از فقر ، از فساد ، از تبعیض ، از دروغ . . . ( شما که بهتر می دانید ) .

مدتی پیش در همین مملکت انتخاباتی شد ، عده ای از مردم کشورم به نتیجه ی این انتخابات معترض بودند . تصورشان بر تقلب بود . آرام و بی صدا به خیابان ها آمدند و اجتماع کردند . نه فحش دادند ، نه بی ادبی کردند و نه به بیت المال آسیب رساندند  ( شما که بهتر می دانید ) .

بعد زعیمان کشورم پاسخ دادند که "  بررسی شد و نتیجه اینکه همه چیز صحیح و خارج از قلب و تقلب بوده است . "بعضی هامان مجاب شدیم  ، اما بعضی دیگرمان قانع نشدیم و به خیابان ها آمدیم .

این بار دیگر بیرون آمدنمان جرم شد . کتکمان زدند ، حبسمان کردند ، شکنجه مان دادند و حتی خونمان را ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .

آقای من ! خواهش می کنم صاف و صریح به من و ما بگو که اگر شما بودید ، کاری می کردید که قانع شویم یا ما را کتک می زدید ؟ دوباره و سه باره و صدباره با ما حرف می زدید یا حبسمان می کردید ؟ داور مرضی الطرفینی می گذاشتید برای تشکیک های ما یا حکم می کردید که اشخاص مورد وثوق شما (و نه مورد وثوق طرفین) مسئله را پیگیری کنند ؟

آقای من تو را به خدا بگو شما چه می کردید ؟

قصه به اینجا ختم نشد ( شما که بهتر می دانید ) .

هی تکرار و تکرار و تکرار تا اینکه ظهر عاشورا شد ، روز عزای شما .

جماعتی که قانع نشده بودند ، دوباره بیرون آمدند . آگاه و نا آگاه ، با سواد و بی سواد ، هوشیار و مست

ناگهان عده ای ( و البته نه همه ) در ظهر ارتفاع ادب ، بی ادبی کردند . سوت زدند ، کف زدند ( یا هر چه که صدا و سیما می گوید ) . جماعت زور هم ، هر که را بغضی داشت ، زدند و بستند و خفه کردند . حتی دوباره خون ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .

آقای من ! حالا چند روز است که این سوال طاقتم را برده .

کدام بد است و کدام بدتر ؟ کف زدن یا خون ریختن ؟ سوت زدن یا شکنجه دادن ؟ سوال کردن یا بی پاسخ گذاشتن ؟ . . .

آقای من ، ارباب من ، حضرت معشوق !

 وقتی اشاره ی شما را به سیره ی مکتوب آل الله ( و نه تاویل ها و تحلیل ها ) می بینم و می خوانم ، پاسخم را می فهمم . وقتی می خوانم که جاهلی در مسجد به حضرت پدرتان ( امیر المومنین علی ع ) بی ادبی می کند ( و اصحاب قصد برخورد دارند ) حضرت مولا (ع ) عتاب  می کنند که " او تنها یک فحش داده و قصاصش همان یک فحش است و البته گذشت بهتر است ".

وقتی می خوانم که جاهل تری بر سر اشرف انبیا و اولیا ( رسول مهربانی و کرامت ) زباله می ریزد و او در هنگام بیماری اش به عیادت می رود ، از این همه سوال که از شما پرسیدم خجالت می کشم .

آقای من ! از این که صبور و آرام  به این همه گستاخی و بی ادبی ام ، گوش دادی و اجازه ندادی که کسی ( حتی به بهانه ی دفاع از شما ) توی دهن من بزند ، ممنون و منت دارم .

 

                              کوچک همیشگی شما و پدران و فرزندانتان 

                                                    وحید جلیلوند

//نقل از وبلاگ 

ستاره زد... سلام کن  

وحید جلیلوندگوینده صداوسیما (البته ایشان فعلا ممنوع‌الکار شده اند)!!!