موج داره میاد ، داره میاد بسمت امید و آرزوش ، بسمت ساحل عشقش

شاید توی ساحل هیچ کس منتظرش نیست ، شاید هیچ کس انتظار دیدارش رو نمیکشه ، حتی خود ساحل . . .

اما موج داره میاد

موج ماهها ، نه سالهاست تو راهه ، موج داره از راههای خیلی دور میاد ، اول آروم بود ، اما از موقعی که ساحل رو می بینه دیگه نمیتونه .

 دیگه آرامش براش معنایی نداره و شروع میکنه به غرش .

شاید نمی دونه که ساحل اصلا به فکر اومدنش نیست . شاید براش اهمیتی نداره

شاید براش مهم نیست ، شاید فقط به ساحل فکر می کنه

شاید این همه راه رو اومده تا فقط ساحل رو ببینه. و مطمئن بشه که آیا اصلا ساحلی هست یا نه ؟

شاید فقط بودن ساحل راضیش می کنه

شاید خسته ست شاید عاشقه

آخه خیلی وقته تو راهه  

شاید می خواد سر رو شونه های ساحل بذاره و همونجا عمرش به پایان برسه . . .

شاید . . .