شاکیه روزگار منم/ تموم این شهر متهم

یه حادثه چند ساعته/ با من میاد قدم قدم

زخما دهن وامیکنن/ وقتی دل از دشنه پره

دست منو بگیر که پام/ رو خون عشقم می سره

بگو که از کدوم طرف/ میشه به آرامش رسید

وقتی تو چشم هرکسی/ برق فریب و میشه دید

راه ضیافت و به من/ دستای کی نشون میده

وقتی که حتی گل سرخ/ این روزا بوی خون میده

وقتی زندگی با چاقو قسمت میشه/ وقتی رفاقت ها خیانت میشه

محکمه ات رو تو خیابون برپا کن/ وقتی که عشق همرنگ نفرت میشه

تمرین مرگ میکنم تو گود این پیاده رو/ یه چیزی انگار گم شده توی نگاه منو تو

دارم به داشتن یه زخم/ تو سینه عادت میکنم

دارم شبامو با تن ه یه مرده قسمت میکنم

 

 

یغما گلرویی //